دلنوشته های تنهایی

در عشق،

 

باید درد دوری کشید

 

غمِ یار خورد

 

ترس رقیب داشت

 

و زیرِ بار این‌ همه لِه شد،

 

خوشه‌ی دست نخورده‌ی انگور زیباست

 

اما، مست نمی‌کند...!

 

« مژگان عباسلو »

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393ساعت 0:6 توسط هادی|



گفتی دوستت دارم

 

و من به خیابان رفتم !

 

فضای اتاق برای پرواز کافی نبود...

 

« گروس عبدالملکیان »

 

 

پ.ن : اولین باری که بهم گفتی دوستت دارم...

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393ساعت 15:0 توسط هادی|



یک بار هم ای عشق من از عقل میندیش

 

بگذار که دل حل بکند مسئله ها را...

 

« محمد علی بهمنی »

نوشته شده در سه شنبه دهم تیر 1393ساعت 22:45 توسط هادی|



انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت

 

اینقدر که خالی شده بعد از تو جهانم...

 

« فاضل نظری »

نوشته شده در یکشنبه هجدهم خرداد 1393ساعت 1:7 توسط هادی|



حتی در ترسناک ترین کابوس های شبانه ی کودکیم هم

 

ندیده بودم که تو را به این زودی از دست میدهم...

 

 

نوشته شده در جمعه شانزدهم خرداد 1393ساعت 21:50 توسط هادی|



چقدر دوست دارم

 

شب هایی مثل امشب

 

بیشتر و مهربون تر از همیشه کنارم باشی و آرومم کنی...

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1393ساعت 0:40 توسط هادی|



بغض هایم نه گریه می شوند تا گونه هایم را خیس کنند


نه جمله می شوند تا بر روی کاغذها نوشته شوند


نه حرف می شوند تا از دهانم خارج شوند...


انگار تمام شعرهای دنیا هم دلتنگی ام را بیان نمی کنند،


پس فقط یک جمله برایت مینویسم،


"کنارم نیستی اما، دور تر هم نیستی"


روزت مبارک پدر...

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1393ساعت 16:4 توسط هادی|



زیبای من، روزی که رفتی با خودم گفتم


چیزی که دیگر برنخواهد گشت، زیبایی است



"فاضل نظری"


نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1393ساعت 15:55 توسط هادی|



عشق تو


مرا آموخت


بی اشک بگریم...



"نزار قبانی"

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1393ساعت 0:25 توسط هادی|



تو در تقویم من روزی نوشتی "دوستت دارم"

 

از آن پس بارها گم کرده‌ام فصل خزانش را

نوشته شده در جمعه دوازدهم اردیبهشت 1393ساعت 16:3 توسط فرزانه|




مطالب پيشين
» 221
» 220
» 219
» 218
» 217
» 216
» 215
» 214
» 213
» 212